ابو القاسم راز شيرازى

62

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

عليه السّلام از قول عيسى بن مريم فرمود : ] نمىرسد به عالم ملكوت و باطن سماوات و ارضين كسى كه متولّد نشود دو دفعه ؛ يعنى چنان‌كه انسان از « بطن امّ » « 236 » طبيعى ، يك دفعه متولّد شده ؛ يك دفعهء ديگر از بطن امّ نفسانى متولّد شود تا سر از عالم ملكوت بيرون آرد و عجايب ملكوت و عالم آخرت را مشاهده كند . بالجمله حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله از وسعت قلب مؤمن اخبار مىفرمايد كه : « مثل هذه السّماوات و الارض فى جنب قلب المؤمن كمثل ريشة فى هذه السّماوات و الارض » « 237 » ، سبحان اللّه ! چه وسعت است از براى عالم ملكوت خداوند كه اين وسعت يك دل است از آن عالم . و عارفى ديگر مىفرمايد : لو انّ العرش و ما حواه مائة الف مرّة خطرت على زاوية من زوايا قلب العارف ما احسّ به ؛ يعنى هرگاه عرش با آن عظمت و آنچه از سماوات سبع و ارضين سبع در

--> ( 236 ) - شكم مادر ( 237 ) - مثل اين آسمانها و زمين در جنب فراخناى بيكران دل بندهء مؤمن همچون پر كاهى است كه در ميانهء اين آسمانها و زمين افتاده باشد : خود حضرت شارح در معنى اين حديث در كتاب « مرآة العارفين » سخنى منظوم و بس دلكش دارد اينك چند بيت از آن : گفت پيغمبر زمين و آسمان * نسبتش در جنب قلب مؤمنان چون پرى باشد فتاده در جهان * كس نداند قلب مؤمن را كران عارفى گفتا اگر عرش برين * و آنچه اندر عرش حق گشته مكين صد هزاران بار افزون بگذرد * در دل عارف كجا او برخورد اين چه وسعت ؟ ! وسعت ربّانى است * عرش رحمانى دل نورانى است قلب عارف بيتِ اللّه است و بس * اين ، كسى داند كه آگاهست و بس آسمانها هست در اين دل نهان * كار فرماى زمين و آسمان آسمان را راه اندر دل بود * ليك در آن دل كه او كامل بود كسى منجّم بر نجومش برخورد ؟ * كسى عقول خلق آنجا پى برد ؟ صد هزاران كوكب و ماه اندر آن * كس به چشم حس نيابد نور آن من چه گويم ! كس چه يابد زين سُخُن * سرّ دل هست از علوم مِن لدُن داند آن اين سرّ كه او اهل دلست * زانكه اين اسرار دل را حاصل است